حمد الله مستوفى قزوينى
187
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
چنان چون توانى از او كينهخواه * بگير و فرستش بدين بارگاه » از اينرو چو برگشت آن شيرمرد * گرفتش سبك والى و بند كرد 35 به پيش خليفه فرستاد زود * خليفه به بند اندرش آزمود شد از تشنگى اندر آنجا تباه * همين حاصلش بود ز آن حكم و جاه پس از مرگ او فتح خاقان بزرگ * شد و پايهء او چنان شد سترگ كه بى او خليفه شكيبا نبود « 1 » * به ديدار او مهر دل مىفزود به نوعى كه چون فتح شد ناتوان * خليفه ز اندوه شد همچنان 40 در آن هر دو را بود بيم هلاك * ولى هر دو ز آن رنج گشتند پاك به سعى طبيبى لقب بختيشوع « 2 » * به يارى دارو و افراط « 2 » جوع خروج زيد بن احمد باقرى و قتلش « 3 » چو شد بر دو صد سى و شش سال بيش * بدانديشِ شه شد يكى پاككيش كه بُد نام او زيد و احمد پدر * ز باقر « 4 » بُد آن نامور را گهر به كار مهى كرد دعوتگرى * كه با خاندان آورد مهترى 45 گروهى بزرگان شدند ياورش * بسى مردم نامور لشكرش به كوفه برون آمد از ناگهان « 5 » * شد از بيم او والى اندر نهان بر آن شهر شد زيد پيروزگر * وز آن رفت پيش خليفه خبر خليفه سپاهى فرستاد زود * كه با او به مردى نبرد آزمود شدند لشكر زيد در جنگ سست * كسى بهر او جنگ نيكو نجست « 6 » 50 سپاهش از او بيشتر بازگشت * بماندند خوارش بر آن طرف دشت گرفتار شد زيد در رزمگاه * دو فرزند او شد گريزان به راه محمّد يكى و حسن بُد دگر * سوى مُلك ديلم نهادند سر
--> ( 1 ) ( ب 38 ) . در اصل و سب : شكيبا نمود . ( 2 ) ( ب 41 ) . در اصل : ابخيشوع ؟ ؟ ؟ ؛ سب : اخشوع : بختيشوع - طبيب هارون الرشيد و خليفههاى پس از او . ( دوم . سب : به يارى درآورد افراط . ( 3 ) سب : عنوان ناخواناست . ( 4 ) ( ب 43 ) ( دوم ) . سب : زبامر . ( 5 ) ( ب 46 ) . سب : آمد ناگهان . ( 6 ) ( ب 49 ) ( دوم ) . سب : بجست .